مراد على شمس
38
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى )
و تهيدستى روح مرا تيرهوتار نموده و ابرهاى درد و رنج بر روى من سايه مىگستراندند ، چراكه از درس و تفكر دور بودم ، تا اينكه ديده خود را بر وضع زندگيم بستم و شهر تبريز را به مقصد شهر مقدس قم ترك گفتم . هنگامى كه به اين شهر وارد شدم احساس كردم از آن زندان رنج و درد رهايى يافتم ، و خداى منّان را شاكرم كه دعاى مرا اجابت نمود و در راه علم و آمادهسازى رجال دين و تربيت نسل صالح براى خدمت به اسلام و شريعت محمدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، توفيق را نصيب من ساخت ، و تاكنون روزگارم در اين شهر مقدس كه حرم رسول اللّه است ، سپرى شده است . البته ، براى هركس در طول زندگى به مقتضاى شرايط روزهاى تلخ و شيرينى وجود دارد ، به خصوص براى من از اين جهت كه مدتى از عمر خود را با يتيمى و دورى از دوستان خود گذراندم و با تمام وجود درد يتيمى را لمس كردم و با حوادث دردناكى در طول زندگى خود روبرو شدم ولى خداوند منّان مرا از ياد نبرده ، لحظهاى به خود وانگذاشت . و همواره با نفحات قدسىاش مرا در لغزشگاههاى خطرناك يارى كرده است و احساس مىكنم كه گويى قدرتى پنهانى مرا به خود جذب نموده و تمام موانع را از سر راه من بر داشته است . هنگامى كه كودك بودم و درس صرف و نحو را مىآموختم ، هيچ رغبتى در خود براى ادامه درس و تحصيل نمىيافتم ، چهار سال گذشت و من نمىفهميدم كه چه بخوانم ، ولى به ناگاه آرامش در وجودم پديد آمد كه گويى انسان ديروزى نيستم ، و در راه علم و انديشه با جديت و درك كامل پيش مىرفتم ، و از آن روز به حمد اللّه تا آخر روزهاى درس كه در حدود هفده سال به طول انجاميد در راه طلب علم و دانش هيچگونه سستى برايم پيش نيامد و تمام رخدادها و لذتها